X
تبلیغات
پرستو
پرستو
کاش میشد با پرستو ها پرید........................تا دیار آشنا با هم رهید

خدایا! 

اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم ...

تو فراموش نکن بنده ی کوچکی داری ...

با نوازشی و یا تلنگری آرام وجودت را ...

همراهیت را ...

مهربانی و بزرگیت را ...

برایم یادآوری کن ...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/10/11 توسط یاس سفید |
 گویی گم گشته ای دارم .

 به هر کجا که میروم دنبالش می گردم .

 در کتاب فروشی ها گشت میزنم .. روزنامه ها و مجلات را ورق میزنم .. به  کتابخانه های بزرگ و جامع سر میزنم .. قفسه ها را نگاه میکنم .. کتاب ها را با موضوع های مختلف انتخاب میکنم و هر بار چند تایی را برای مطالعه دست چین میکنم .. میبرم و می آورم .. بی هیچ پیشرفتی .. بی هیچ نشانه ای از گم گشته ام .

 سری به اینترنت میزنم .. وب گردی میکنم سایت ها و وبلاگها را ساعتها مطالعه ، بررسی و بازدید می کنم .. برای هزار بار جستجو میکنم .. بی حاصل ، بی راه ، بی پاسخ و بی هیچ نشانه ای .

 هنوز چیزی کم دارم .

 هنوز دنبال پاسخی میگردم برای پرسشی که نمی دانم چیست .

 جمله ای که فکر میکنم تمامی آن حقیقتی است که در مورد گم گشته ام شامل می شود .

 مایوس و سرگردان بر می گردم به خودم . چه ترسناک و وحشت زاست بی خود بودن .

 پس همه را تعلیق میکنم .. طلاقشان میدهم .. ذهنم را خالی میکنم و تنها می مانم .

 فرقی نمی کند باز گویی، گم گشته ای داری .

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/09/28 توسط یاس سفید |

« خداوند از انسان چه می خواهد؟! »

GodWwW.Kamyab.IR  « خداوند از انسان چه می خواهد؟! »

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند!
استاد پرسید: برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت: سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت: با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت: اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه…!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :

پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را…..!!!»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/07/02 توسط یاس سفید |

 

باید حرف دلمو گوش کنم

غم دنیا رو فراموش کنم

دستمو بلند کنم به آسمون

خودمو رها کنم از این و اون

دلمو جدا کنم از آدما

سینمو پر کنم از یاد خدا

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1385/03/25 توسط یاس سفید |

                           جهاد مجازی 

     

بروزانقلاب اطلاعات وگسترش فن‌آوري وابسته به آن، زندگي بشريت را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است.

 

 اين تكنولوژي در عين حال كه داراي قابليت‌ها، توانمندي‌ها و فرصت‌هاي زيادي است، تهديدات و چالش‌هايي را براي بشريت به طور عام و جهان اسلام به طور خاص سبب شده است.

 

 انقلاب ارتباطات باعث تغييربسياري از مفاهيم و فرايندها و تعريف مفاهيم جديدي شده است.

 

يكي از اين مفاهيم جنگ وجهاد است.

 

 به‌ گونه‌اي كه با توجه به استفاده ابزاري دشمن از فضاي مجازي براي هجوم و يورش عظيم به جهان اسلام و بالاخص شيعه به نظر مي‌رسد مي‌بايست به مفهوم جهاد در اسلام از ديدگاه جديد نگاهي نو انداخت و به راهكارهاي عملياتي جهاد، واژه‌اي به نام جهاد مجازي اضافه نمود و با بالا بردن سطح علم و آگاهي نسبت به دفاع و جنگ در فضاي سايبر، سربازان شهادت طلبي را در اين راستا آموزش داد.

 

جهاد مجازي عبارت است از استفاده از شبكه‌هاي الكترونيكي براي تخريب و يا از كار انداختن اطلاعات ديجيتالي و غير عملياتي كردن زير ساخت‌هاي اطلاعاتي كه با توجه به نوع هدف و نحوه عملكرد به دو گونه قابل تصور است:

 

۱- جهاد سایبرنتیک                                          ۲-جهاد شبکه ای    

 

 كه هر كدام مي‌توانند به دو صورت تدافعي و تهاجمي پياده‌سازي گردند.

 

 ۱- جهاد سايبرنتيك: در جنگ سايبرنتيك دشمن سعي دارد با استفاده از كليه امكانات باعث از هم‌گسيختن سيستم‌هاي اطلاعاتي و مخابراتي، سيستم‌هاي كنترل و فرماندهي، ارتباطات، خبرگيري و جاسوسي نيروهاي نظامي دشمن و غيرعملياتي كردن آنها در صحنه نبرد و يا در حالت عادي شود.

 

 الف- تدافعي: هر چند كه در اين زمينه در مقابله با دشمن عقب هستيم، ولي بايد اين خلا را هر چه زودتر پر كنيم كه اتحاد انديشمندان و دولتمردان جهان اسلام در اين راستا امري ضروري به نظر مي‌رسد. آموزش و فراهم‌سازي امكانات و اطلاعات و زيرساخت‌هاي اصلي اين فضا و توليد داخلي آن در جهان اسلام مهترين راهكار در اين زمينه است.

 

ب- تهاجمي: با توجه به توانايي فني بالاي غرب براي جنگ در فضاي سايبر، آمريكا خود عامل بيشترين حملات در اين فضا بوده است. اقدامات سيا برا ي تحقق بخشيدن به اين جنگ عليه اسلو‌بودان ميلوسويچ رئيس‌جمهور صربستان (جهت حمله الكترونيكي به بانك‌هايي كه او در آنها حساب دارد براي بلوكه، انتقال و يا مخدوش كردن دارايي‌هاي او) از اولين پيشنهادات براي شروع چنين جنگي بود و يا اسرائيلي‌ها با هك كردن سايت‌هاي اسلامي و حمله به سايت‌هاي رسمي دولت‌هاي اسلامي تلاش مي‌كنند به كشورهاي اسلامي لطمات مادي وارد آورند.

 

 درمقابل جوامع پيشرفته غربي كه به شبكه ‌‍‌هاي الكترونيكي بسيارمتكي و وابسته هستند‍،آسيب پذيريشان در برابر حملات تروريستي، سرقت و خرابكاري، خطريست كه در سط‍ح ملي مط‍رح مي‌باشد.

 

 اين خطر به‌گونه‌ايست كه تاثير حمله به شبكه‌هاي رايانه‌اي از تاثير حملات شيميايي و ميكروبي بيشتر ارزيابي مي‌شود.

 

 بر طبق گزارش رسمي، استراتژي وزارت امنيت داخلي آمريكا براي مقابله با فعاليت‌هاي سازمان‌يافته از طريق وب داراي نقاط ضعف فراواني است.

 

 در اين گزارش تاكيد شده كه مقامات اين وزارتخانه براي مقابله با چالش‌هاي درازمدت حاصل از تهديدهاي سايبر بايد مدت زمان بيشتري را صرف كنند. گفتني است كه در اين گزارش، تروريسم سايبر يكي از ۵ تهديد امنيتي عمده براي ايالات متحده دانسته شده است.

 

 لازم به ذكر است كه اين جنگ مدت‌هاست كه بين غرب و اسراييل عليه اسلام آغاز شده است. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۰ ميلادي سايت حزب الله لبنان توسط يك گروه هكر اسراييلي هك شد و پرچم اسراييل و سرود ملي اسراييل روي آن قرار گرفت. در مقابل، حزب الله لبنان در يك ضد حمله به وب سايت اصلي دولت اسراييل و وب سايت وزات امور خارجه اسراييل حمله كرده و آن را هك نمودند.

 

 ۲- جهاد شبكه اي: در جنگ شبكه‌اي دشمن سعي دارد با تسلط بر فضاي سايبر و استفاده از امكانات آن از جمله تاسيس و حمايت از سايت‌ها و وبلاگ‌ها، با انتشار مطالب، در راستاي تخريب و تضعيف و تغيير ارزش‌ها و باورهاي جامعه اسلامي تلاش كند و تفكر و فرهنگ غربي را در تمام ابعاد آن گسترش دهد.

 

 در مقابل اين روش دو راهكار ارائه مي شود:

 الف- تدافعي: در اين روش مي‌بايست با تسلط بر فضاي سايبر، ايجاد و افزايش ضريب نفوذ سايت‌هاي اسلامي به زبان اقوام مختلف مسلمان، از يك سو به تحكيم تفكر اسلامي در ميان مسلمانان پرداخت و از سوي ديگر پاسخ‌ شبهات مطرح شده به فرهنگ اسلامي را ارائه نمود.

 

 ب- تهاجمي: در اين روش بايد با تسلط بر فضاي سايبر و ايجاد وگسترش سايت‌ها، فرهنگ غرب را مورد هجمه قرار داد و آن را با چالش‌هاي مختلف مواجه كرد و با استفاده ازكليه نيروها به خصوص انديشمندان منتقد غربي به تبيين مباني آنان پرداخت و افكار عمومي ملت‌ها را به مخالفت و معاندت با سياست‌هاي دولت‌هايشان هدايت كرد.

 

 تلاش براي تسلط بر تكنولوژي، شجاعت، خلاقيت، استفاده از امكانات و بسترهاي موجود كه به ناخواست غرب و به واسطه گسترش تكنولوژي، در اختيار مسلمانان قرار گرفته است و توجه به آسيب‌پذيري بالاي دشمن به علت وابستگي شديد به شبكه‌هاي الكترونيكي، كليدهاي موفقيت در اين جهاد مجازي هستند.

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1385/03/24 توسط یاس سفید |
السلام علیک یا فاطمه الزهرا ( س )

 ذکر دل بی قرار ما یا زهراست   ........  در هر نفس اعتبار ما یا زهراست

 هر فرقه برای خود شعاری دارند .......  در هر دو جهان شعار ما یا زهراست

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1385/03/22 توسط یاس سفید |

اکثر ما هر چند روز یکبار یک سری به یاهو مسنجر می زنیم، دوست های جدید Add می­کنیم، با دوست های قدیمی صحبت می کنیم، ... اما! تا حالا شده به مسنجر دلمون یک سر بزنیم و یک کسی رو که خیلی ما رو دوست داره و همیشه نگران ماست، توی لیستمون Add کنیم ؟

 

هر روز Offline هامون رو می­خوانیم و جواب میدیم، اما! چند وقته که به Offline های دلمون سر نزدیم ؟ یک کسی هر روز و هر ساعت برای ما Offline می­گذاره ولی فراموش می­کنیم که اونها رو بخونیم. 

 

هر چند وقت یکبار عکس Profile مون رو عوض می­کنیم تا اگه دوستی خواست ببینه، جدیدترین عکسمون رو ببینه. اما! چهره واقعی­مون رو چه طور ؟ کاری می­کنیم که هر روز بهتر از قبل بشه ؟ اصلا حواسمون هست که یکی همیشه منتظره که چهره بهتری از ما ببینه ؟

 

برای اینکه به بهترین دوستمون ثابت کنیم چقدر دوستش داریم، چیکار می­کنیم ؟

 

همه ما خوب می­دونیم بهترین دوستمون کیه، اما یه کم، نه، خیلی زیاد کم لطفیم ... می­گیم او رو دوست داریم ولی ...

 

بیاین از همین حالا با هم قرار بگذاریم و به همدیگه قول بدیم که ثابت کنیم او رو دوست داریم. او ما رو دوست داره، خیلی زیاد، بیشتر از اونی که فکرش رو می­کنیم. اما یادمون باشه که خیلی چیزها ممکنه این رشته دوستی رو پاره کنه و از طرفی هم خیلی چیزها این رشته رو محکمتر می­کنه! پس ...

 

هر کار بدی که ما می­کنیم، دل او رو به درد می­آره و کارهای خوب ما او رو خوشحال می­کنه! پس ...

 

ما منتظریم که او بیاد، چون می­دونیم که فقط با اومدن او همه خوبیها می­آن و بدیها نابود می­شن! یادمون باشه که او خودش هم منتظره، منتظر اجازه خدا، منتظر اومدن، منتظر خوب شدن ما، منتظر اینکه ما اومدنش رو از ته دل بخوایم، منتظر چند دوست واقعی، منتظر ...

 

پس اول از خدا بخوایم که " اللهم عجل لولیک الفرج " و بعد ...

 

بله، بقیه­اش به عهده ماست، باید دلهامون رو صاف بکنیم، بفهمیم که به او نیاز داریم، بدونیم که اگه ما یک قدم به طرف او برداریم، او هزاران قدم به ما نزدیک می­شه.

پس زود باشیم داره دیر می­شه، کی می­دونه که چند سال عمر می­کنه ؟ ثانیه­ها دارن به سرعت می­گذرند و هیچ وقت بر نمی­گردند!

یک لحظه تاخیر، یک لحظه غفلت، وای ...

" یک لحظه غافل گشتم و صد سال راهم دور شد! "

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 1385/03/05 توسط یاس سفید |
السلام علیک یا امام رئوف

حرم های پیامبران و امامان معصوم ( علیهم السلام ) مصادیق بارز بیوت الهی هستند که به اذن خداوند رفعت مقام یافته و در آنجا جذبه یاد خدا ، جانها را به اهتزاز در می آورد .

زیارت ائمه اطهار ( علیهم السلام ) و حضور در حرم مطهر ایشان موجب صفای دل و تعالی و طهارت روح انسان و باعث رفع گرفتاریهای زندگی است .

هر کس در سایه زیارت ائمه اطهار ( علیهم السلام ) به ایشان توسل جوید ، دلش به نور الهی منور می شود و گامهای زائر در مسیر زیارت به فرمان عشق و ارادت و کشش درونی و علاقه قلبی او به حرکت در می آید.

زیارت شاهد صادقی است بر ارادت زائر ، و به همین دلیل رنج سفر و مخارج آن و خوف و خطر احتمالی سفر را به جان می خرد تا به حضور محبوب و امام خود مشرف شود .

هنگامی که انسان در مدار عشق و ارادت به امام معصوم ( ع ) قرار گرفت ، همین محبت و عشق مقدس در جهت خودسازی و تهذیب نفس چاره ساز و هدایتگر و حرکت آفرین است .

زائر باید زیارتش همراه با خضوع و خشوع و نیازمندی باشد و برای برآورده شدن حاجتها و آمرزش گناهانش در پیشگاه خداوند ، به معصومین ( ع ) توسل جوید ، و نیازهایش را از محضر آنان تقاضا کند و یقین داشته باشد که به برکت و عنایت آنان . انشا الله . دعایش مستجاب و حاجتهایش بر آورده می شود ، چرا که اراده و مشیت الهی بر این جاری است که حاجتها را به دست آنان بر آورده کند .

حمد و سپاس بیکران خدای را که توفیق تشرف و حضور در پیشگاه هشتمین حجت خدا و امام رئوف ، علی بن موسی الرضا ( ع ) را نصیبمان گردانید و به سعادتی عظیم نایلمان آورد . و لطف امام رئوف ، توفیق سفر به مشهد را نصیبمان ساخت .

حضور در حرم حضرت اما رضا ( ع ) فرصت مناسبی بود تا فارغ از دغدغه های دنیوی کبوتر دل را تا ملکوت پرواز دهیم و در جوار مضجع شریف فرزند زهرا ( سلام الله علیها ) به پیرایش روح و صیقل جان بپردازیم .

میهمانی در محضر حضرت ثامن ائمه ( ع ) فرصتی برای سیراب شدن از سرچشمه سخاوت امام مهربان است که می توان با حضور در آن همواره با ترنم عاشقان و ارادتمندانی که رحمت حق را طلب می کنند به دریای سرشار از مهر حضرت متوسل شد .

آن زمان که در مطاف فرشتگان و کروبیان و قبله اهل دل و ملجاء مومنان حضور یافته بودیم از طرف سایر ارادتمندان این آستان مقدس  نیز نائب الزیاره بودیم .

باشد که توانسته باشیم از لحظه لحظه های آن توشه بر گیریم و ذخیره آخرتمان کنیم .

انشا الله .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1385/02/26 توسط یاس سفید |

در روزهای عمرم ، روزی فرا رسید که نا خود آگاه و بی خبر درگیر عشقی زمینی شدم . گمان کردم در حال تجربه حسی بی نظیر و عالی ام . از آن جا که یاد گرفته بودم به عاقبت و سرانجام کار بیندیشم ، مدت زیادی از آغاز این حس نگذشته بود ، که در این اندیشه ، ترسی عظیم مرا فرا گرفت .

نگران بودم مبادا آن چه را که کمال خود را در داشتنش می دیدم از دست بدهم و آن جا بود که سعی کردم به وضوح دریابم بر من چه گذشت و چه اتفاقی در شرف وقوع است .

دیدم نصیب من از این عشق زمینی ، دلبستگی ، وابستگی ، عادت و اسارت است . دیدم با گذشت زمان ترس و واهمه و نیاز در من رشد می کند و سرانجام کار ، بی شک مرا فنا و نابود می کند .

دیگر این عشق زمینی چیز شیرینی نبود . عاملی بود برای اسارت ، برای رنج و آزار من و اویی که به گمانم دوستش داشتم .

به خود آمدم و به یاد آوردم حسی که ثمره اش رنج و نیاز باشد حسی متعالی نیست . نه تنها خالی از لطف است بلکه می تواند در حد شکنجه ای کشنده و رنج آور ، دردناک باشد . این حس به فاصله و ترس و اسارت می انجامد و صاحب این حس لحظه به لحظه بیشتر سقوط می کند .

ایمان داشتم برای صعود آفریده شده ام نه برای سقوط . پس قطعا جایی مسیر را اشتباه رفته بودم ، اما این بدان معنا نبود که راهی برای بازگشت نیست . و درست در همان لحظه جایی که اگر در آن متوقف میشدم به معنای واقعی کلمه فنا میشدم ، در من انقلابی رخ داد . با تمام وجود تصمیم گرفتم راه درست را بیابم و به لطف خدا راه را یافتم .

من به معنای واقعی درک کردم : محبت و عشق پاک موهبتی بس عظیم است که نه به غرور آلوده است و نه در آن اندیشه تملک و انتفاع راه برده است .

محبت واقعی ، خالص و بی دریغ و بی چشمداشت است . تمنا و طلب بهترین خیر ، برای کسی است که مهرت را نثارش می کنی . تجربه بی وصفی است و یک گام بزرگ به سوی کمال و تعالی .

در عشق واقعی اندیشه ترس وجود ندارد ، چون حس تملکی نیست که ترس آفریند و هیچ توقع و چشمداشتی نیست که اسارت به بار آورد .

 عشق الهی یعنی رهایی ، یعنی رها کردن و رها شدن و از آزادی و شادی و آرامش دیگری لذت بردن و مشعوف شدن .

عشق واقعی بی وصف و بی مانند است . آرزوی شادترین و ژرف ترین آرامش ممکن در بالاترین حد تصور برای آن که دوستش داری ، هر چند در ظاهر برایت توام با ژرف ترین غم های دنیا شود .

جایی که آرامش و شادی و سعادت و پیشرفت و خیر و صلاح کسی برایت مطرح است و به دیده محبت به او می نگری ، عمیق ترین غم های دنیا رنگ می بازد و با اوج شادی و شوریدگی جا عوض می کند .

مهم این است که چقدر رهایی ؟ چقدر می توانی ببخشی ؟ و چقدر از شادی دیگری به وجد می آیی ، وقتی شادی دیگری آن چه نباشد که تو بخواهی ، چه بسا آن باشد که در حالت عادی تو را تا اوج دلتنگی پیش ببرید .

محبت خالص ، گذشتن از خود است و حس شادی ژرف و عمیق از رضایت و شادی دیگری .

مهر و محبت ، دعای بی دریغی است که هیچ شرایطی از آن که دوستش داری مضایقه اش نمی کنی . همان محبتی که هیچ سدی را یارای ایستادن در برابرش نیست . و بی واسطه و بی درنگ از فراسوی فرسنگ ها فاصله از طریق امواج قدرتمند کائنات به آن که دوستش داری می رسد و تنها همین یک شادی و شوریدگی برای کل غم هایی که داری بس است .

و این همان حسی است که حافظ در وصفش می گوید :

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم ...............اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

و من از صمیم قلب شکر گزار خدای مهربانم هستم . همو که مجالی آفرید تا بی چشمداشت به آیین عشق الهی مشرف شوم .

هذا من فضل ربی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1385/02/05 توسط یاس سفید |
تا عشق راهی نیست !

گفت : تا عشق راهی نیست !!!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1385/01/30 توسط یاس سفید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر